شیوه
ماگدا بوتریم

مجسمه سازی زنانه در حال حاضر
سخنان نینا کالدر
ماگدا بوتریم هرگز برای این لحظه طراحی نکرده است - او برای زنانی که آن را شکل می دهند طراحی می کند. در صنعتی که با سرعت چرخه های روند و تغییر الگوریتم ها حرکت می کند, کار او جدا می ماند, ریشه در سکوتی حسی دارد که از عجله کردن خودداری می کند. عمدی در دنیای او وجود دارد: منحنی یک گل رز دست دوخته, کشش ابریشم پوشیده شده, زمزمه لهستانی در شانه ای که به تندی طراحی شده است. هر قطعه مانند یک مصنوع از یک زندگی کاملاً مسکونی است, زندگی که در آن قدرت دست کم گرفته می شود, احساسی, و عمیقا شخصی.
در لهستان متولد شد و اکنون زبان جهانی زنانگی مدرن را تعریف می کند, Butrym برندی ساخته است که به همان اندازه صمیمی و معماری است. طرحهای او دوگانگی زنی را دارد که نرمی و سختی را نه بهعنوان تناقض، بلکه بهعنوان مختصات درک میکند - دو نقطهای که زمینهای احساسی زنان را هر روز ترسیم میکنند.. او مانند یک پرتره به لباس نزدیک می شود: توجه به زندگی درونی, اعلامیه های خاموش, شورش ظریف در انتخاب زیبایی بر اساس شرایط خود. چیزی که او را متمایز می کند فقط مهارت نیست - اگرچه وفاداری او به کار دستی محدود به معنویت است - این روشی است که او از رقیق کردن غریزه خودداری می کند.. جهان ماگدا بوتریم توسط زنانی شکل گرفته است که صاحب حضور آنها هستند, که بدون کنار گذاشتن اقتدار، عاشقانه را می پذیرند, که درک می کنند که آسیب پذیری و عصب می توانند در یک شبح واحد وجود داشته باشند. همانطور که او وارد فصل جدیدی از گسترش و نفوذ می شود, بوتریم هنوز توسط همان ستاره شمالی داخلی هدایت می شود: وسواس در مورد اصالت و اعتقاد به اینکه لباس می تواند احساسات را مانند پوست نگه دارد. در دنیایی که وسواس زیادی با عملکرد دارد, او چیزی ماندگارتر ارائه می دهد, دعوتی برای نگاه کردن به درون, عمیقا احساس کردن, و با نیت غیر معذرت خواهی لباس بپوشند.

کار شما دارای تنشی بین شهوانی ساختار یافته و عاشقانه ظریف است. وقتی یک مجموعه جدید را شروع می کنید, از چه منظره احساسی یا فضای درونی طراحی می کنید؟?
من همیشه از غریزه شروع می کنم, نه عقل. این هرگز در مورد ساخت یک تابلوی روحی نیست – این در مورد گرفتن یک احساس است, تنش خاصی در هوا. گاهی اوقات لحظه ای گذرا در خیابان است, یک خاطره, وضعیت یک زن در یک کافه, چه در ورشو, پاریس, یا نیویورک. من به دوگانگی کشیده شده ام: نرمی که قدرت را به همراه دارد, و ساختاری که هنوز نفس می کشد.
رویکرد شما به صنایع دستی اغلب معماری است, مانند ساختن یک جهان به جای مونتاژ لباس. معماری یک سیلوئت را چگونه تعریف می کنید؟?
برای من, یک شبح ساخته نشده است - مجسمه سازی شده است. این احساسات را در اطراف بدن قاب می کند, گاهی تیز, گاهی مایع, اما همیشه عمدی. میخوام نگهت داشته باشه, برای اینکه احساس کنید مثل یک خاطره یا جمله ای هستید که می توانید بپوشید.
میراث لهستانی و زنانگی مدرن به روش های ظریفی در آثار شما تلاقی می کنند. چه عناصری از پیشینه فرهنگی شما هنوز بر انتخاب رنگ شما تأثیر می گذارد, بافت, یا فرم?
برای من, میراث لهستانی همه چیز در مورد تضادها است: زمستان های سخت و توری شکننده, بتن وحشیانه و زنانی که با تخیل و سبک لباس می پوشند. آن تنش در پالت من زندگی می کند – قرمزهای عمیق, سیاه های جوهری, عاج های نرم و در بافت هایی مانند قلاب بافی, توری, و بافی که خیلی عمیق در فرهنگ ما ریشه دارد. من فولکلور را به معنای واقعی کلمه نقل نمی کنم. من آن کدهای اسلاوی را مانند یک شانه تیز به اشکال مدرن ترجمه می کنم, یک کت حجاری شده, یک روسری, همه چیزهایی که امروز به زنان مربوط می شود.
شما قبلاً گفته اید که زنان الهام بخش هر چیزی هستند که شما خلق می کنید. چگونه درک شما از زنانگی - و برای چه کسی طراحی می کنید - با رشد برند شما تغییر کرده است?
همانطور که نام تجاری رشد کرده است, من حتی بیشتر فهمیده ام که زن بودن هرگز یک داستان نیست, اما بسیاری. امروز برای خانم ها در سنین مختلف طراحی می کنم, در شهرهای مختلف, از پس زمینه های مختلف, که همه می خواهند موز خودشان باشند. همانطور که در مانیفست برندم می گویم, “من نمی خواهم آنها را تعریف کنم”.
من می خواهم چیزی به آنها بدهم که بتواند قدرت آنها را حفظ کند, حسی بودن آنها, و در عین حال آسیب پذیری آنها.
لطافتی در قطعات شما وجود دارد که هرگز لبه خود را از دست نمی دهد. چگونه آسیب پذیری و قدرت را در طرح های خود متعادل می کنید؟?
برای من, نرمی و قدرت متضاد نیستند – آنها به هم تعلق دارند. من اغلب از چیزی لطیف شروع می کنم, مثل پارچه سیال, پشت برهنه, یا جزئیات گل رز, و آن را با وضوح ثابت کنید: یک خط دقیق, نسبت جسورانه, یک نگرش خاص. هر چقدر هم که پیش پا افتاده به نظر برسد, من واقعاً معتقدم که قطعه مناسب می تواند به یک زن اجازه دهد آسیب پذیری خود را نشان دهد و همچنان احساس کند کاملاً تحت کنترل است.

بسیاری از طراحان از موزها صحبت می کنند, اما به نظر میرسد که لباسهای شما بیشتر از چهرههای ایدهآل، منعکسکننده احساسات زندگیشده است. چه احساساتی, ژست ها, یا لحظات واقعی اغلب انگیزه های طراحی شما را هدایت می کنند?
من وسواس آن لحظه های میانی هستم: زنی که کتش را مرتب می کند, روی میز کافه خم شده, پیاده شدن از ماشین, و کتش را کمی سفت تر کشید. این ترکیبی از اعتماد به نفس و تردید است, قدرت و شک که به من علاقه مند است. این کوچولوها, حرکات ناقص هستند, برای من, یک موز واقعی چگونه به نظر می رسد.
زن ماگدا بوتریم هم احساس بیزمانی و هم کاملا معاصر میکند. چگونه این دوگانگی را بدون تمایل به نوستالژی یا روند حفظ می کنید?
من علاقه ای به لباس هایی ندارم که یک فصل فریاد بزنند و بعد احساس اشتباه کنند. همیشه از خودم می پرسم که آیا یک زن سال ها بعد هنوز خودش را در این قطعه می شناسد؟. بی زمانی ناشی از صداقت در برش و احساس است, در حالی که جنبه معاصر از پاسخ به نحوه زندگی زنان امروزی ناشی می شود – ریتم آنها, شهرهای آنها, پیچیدگی آنها.
کار شما اغلب شامل جزئیات دست ساز و تکنیک های صنعتگر است. در عصر سرعت، "صنعت" برای شما چه معنایی دارد, نفوذ دیجیتال, و تولید انبوه?
برای من, کاردستی زمان است, لمس کنید, و مسئولیت. یعنی همکاری نزدیک با صنعتگران, اجازه دادن به دانش خود را به قطعه شکل دهد, و پذیرفتن «نقایص» کوچکی که به چیزی احساس زنده بودن میدهد. دنیای دیجیتال سریع و مسطح است; صنایع دستی عمق می دهد – این چیزی است که باعث می شود یک زن بخواهد یک قطعه را نگه دارد, نه فقط مانند آن در یک طومار.
اگر هر مجموعه یک فصل باشد, احساس می کنید چه داستانی را در سرتاسر کار خود می نویسید؟, و اکنون وارد چه فصلی می شوید?
می دانم که انگار مدام حرفم را تکرار می کنم, اما قوام شعار من است. من واقعاً معتقدم که دارم یک داستان طولانی درباره زنی می نویسم که یاد می گیرد موز خودش باشد – پذیرفتن قدرت و حساسیت, عاشقانه و واقعیت, همه به یکباره. فصل های اولیه در مورد تعریف کدها بود; حالا من در یک غریزه تر هستم, فاز شخصی, جایی که به خودم اجازه می دهم در کار نترس و آسیب پذیرتر باشم – کمتر شبیه تزیین زندگی یک زن و بیشتر شبیه دعوت شدن به دنیای درونی او است.
همانطور که به آینده برند خود فکر می کنید, چه سوالاتی را به صورت خلاقانه یا فلسفی از خود می پرسید که در ابتدا از خود نمی پرسید?
حالا کمتر از خودم می پرسم «چگونه رشد کنم؟?" و بیشتر "چگونه صادق بمانم در حالی که رشد می کنیم." همانطور که نام تجاری فراتر از فروشگاه های آنلاین و شریک گسترش می یابد, و ما آماده می شویم تا یک پروژه غول پیکر را در آن باز کنیم 2026, من مسئولیت بزرگتری را برای محافظت از صمیمیت احساس می کنم, کاردستی, و احساسات در قلب کاری که انجام می دهیم. خلاقانه, من به نحوه لباس پوشیدن زنان در ساعات مختلف روز علاقه دارم, مراحل مختلف زندگی آنها, بدون کمرنگ کردن دیدگاه بسیار خاصی که این سفر را آغاز کرد.
