کابوی های کامپتون

فرهنگ


کابوی های کامپتون


As told by Compton Cowboy Randy Savvy
Images by Rhys Frampton

I am the nephew of a woman named Mayisha Akbar, چه کسی بنیانگذار یک مزرعه است. او یک سازمان را دوباره آغاز کرد 1988 called the Compton Jr. Posse, a non-profit organization using horseback riding to keep kids on horses and off the streets in Compton. The founder of Compton himself was a farmer. He was really big in agriculture, so he designated this little town, called Richland Farms, as a town that would have to remain a farm town into perpetuity, forever. So, even when the city was incorporated, this little plot around here.

She stumbled across this little town, and she was like, "Oh my goodness, I can live here and have a horse and live my cowgirl dream out, and she was like, "Hell yeah!" So, she did that. She had three kids at the time, and my dad had two kids, myself and my brother. She got a house in the neighborhood, یکی دو اسبش را داشت. او و شریک زندگی اش دو اسب داشتند. و به او, این زندگی بود. این قرار بود زندگی باشد. بزرگ شدن, بچه هایش را دور اسب بزرگ می کند, و در نهایت, او یک دختر گاوچران می شد و باید تمام آن زندگی را زندگی کند. این رویای او بود.

او شروع به استفاده از اسب ها برای آموزش مهارت های زندگی کرد. سیستمی را ایجاد کرد که در آن بچه ها به خاطر تمایل به سوار شدن، خودشان را صاف می کردند. و این برای آنها یک چیز فوق‌العاده فوق‌العاده بود زیرا بلافاصله شروع به تأثیرگذاری و تغییر زندگی بچه‌ها کرد.. بسیاری از این بچه ها دیوانه وارد می شوند, و دقیقه بعد, آنها مانند, "من باید برم مدرسه, من باید به کلاس بروم چون می خواهم سوار شوم."

ما تقریباً در یکی از آن فیلم ها زندگی می کردیم, جایی که تنها یک تیم سیاهپوست به این فضای سفید می‌رود و تلاش می‌کند تا کاری را انجام دهد. مثل همان قوس است. ما ظاهر می‌شدیم و تنها بچه‌های سیاهپوست در آن نقطه بودیم, اما ما حاضر شدیم و خود را نشان دادیم. ما در یک سری مسابقات پیروز شدیم.

مرد, ما همه جا می رویم و محبوب می شویم و در بسیاری از رویدادها برنده می شویم, و ما لباس های باحال و همه چیز داشتیم, و زمان بسیار خوبی بود. آن دوران کودکی ما بود, این بچه های کامپتون بودند, اما بچه های گاوچران و دختر گاوچران تمام عیار. ما به رودئو می رفتیم و همه این کارها را انجام می دادیم. سفرهای کمپینگ و همه چیز.

سپس, زندگی شروع به اتفاق افتادن می کند. همه ما شروع کردیم به دبیرستان و چیزهای دیگر و می‌خواهیم کار خودمان را انجام دهیم, ورزش های دیگر را انجام دهید, با دخترا معاشرت کن. کمی پراکنده شدیم, اما ما همیشه دوست بودیم. ما همان دسته گاوچران-کابویی که بچه بودیم نبودیم. ما الان کارهای متفاوتی انجام می دادیم, ولی ما هنوز خونه بودیم.

قلب و روح کاری که ما انجام می دهیم ایجاد فرصت ها و بازپرداخت به جامعه خود است. مربوط به این مزرعه است, این اسب ها, زندگی ما را در کودکی نجات داد. و ما افرادی را داریم که با ما بزرگ شده اند که موفق نشده اند, و ما خانه ها را دفن کرده ایم, ما خانه ها را از دست داده ایم, و بسیاری از عوامل اصلی تمایز این بود که ما گاوچران بودیم, و آنها نبودند.

شعار ما این است, "خیابان ها ما را بزرگ کردند, اسب ها ما را نجات دادند" این خیلی واقعی است. برای ما, مثل این بود, "این اسب ها جان ما را نجات دادند. چگونه آن را به نسل بعدی ببریم و به پرداخت آن ادامه دهیم و همچنین الگویی ایجاد کنیم که بتوانیم از آن برای تکرار و انجام کارهای اجتماعی استفاده کنیم و آن را به ظرفیت جهانی ارتقا دهیم.?" ما در حال ایجاد یک محیط هستیم, چیزی شبیه به کسی که تا به حال دیده نشده است. بیشتر اوقات, برای رسیدن به این نوع محیط ها, باید بری پیش این پولدارها, دور از دسترس, محله های نخبه گرا. و برای ما, ما شبیه, "اما الان, بر اساس موتوری که ما توسعه می دهیم, ما می‌توانیم آن را اینجا در سرپوش خود بگذاریم و اینجا بمانیم."

من اینجا زندگی میکنم. من در مزرعه زندگی می کنم. این ملک خانواده من است. ما هنوز با تمام مبارزات خیابانی و هر چیزی که با آن همراه است سر و کار داریم, اما ما اینجا در حال مبارزه برای تغییر روایت هستیم, جامعه بهتری ایجاد کنید, شهر بهتری ایجاد کنید, فرصت هایی برای بچه های اطراف ایجاد کنید, و ارزشش را دارد.

بچه ها, آنها می توانند به اینجا بیایند. یکی از پسرهای جوان من که از اینجا آمد, در اطراف لبه ها بسیار خشن آمد. باورم نمی شد که چقدر دور شده است 11 ساله. And when I met him, I cried for him the night I met him, because I'm like, "Yo, this is what's happening in my hood? These kids is 11 وت 12 and knowing how to drive and do drug trades and prostitution trade and move drugs and carry guns. This boy, he ain't even in middle school," you know what I'm saying?

When I seen that and then I can watch this same kid take up a passion for horses, and now he's on track to be a professional bull rider, and he ain't even thinking about the streets? That is what the whole point is. That is the most rewarding feeling. That is the whole purpose and mission of what we doing is to be able to save and change the kids' lives.

برای ما, مثل این بود, we've been young cats from the block, but we're going to set ourselves on the path to positivity and still be the fresh, چیز جالب در عین حال. So, اکنون, ما این محیط را داریم, کجا, "Yo, رونق, ما کامپتون کابوی هستیم. ما پاپ می زنیم." خانواده های جوان, الان می خواهند وارد شوند. آنها مانند, "داداش, چگونه می توانم اینطور باشم? چطور میتونم اینطوری باشم? چه خبر? من می خواهم سوار شوم, من می خواهم رودئو کنم, من هر چی میخوام"



"نگاه کردن به هموطنانم که اعضای سابق باند بودند، باعث افتخار و احساس من است, و آنها خود را به عنوان یک گاوچران معرفی می کنند, و آنها با رای دادن و شرکت در تجمعات اجتماعی و صحبت با بچه ها در روند دموکراتیک شرکت می کنند.. من مثل, اون لعنتی همینطوره... من حتی نمی توانم بیان کنم که چه احساسی به من می دهد, و غروری که به پدر و عمه ام القا می کند, این رویای آنها برای تغییر کاپوت به روشی مثبت بدون از دست دادن ماهیت خودمان بود. و آنها این کار را کرده اند. پدرم می تواند همین الان بیرون برود و ببیند 10 از خانواده های خارج از خانه آن را می خندند, حرف زدن, یا گوش دادن به موسیقی با صدای بلند و نوشیدن هر چیزی, اما حدس بزنید? ما در سطح جهانی در حال انجام یک حرکت و تغییر دیدگاه مردم نسبت به سیاه پوستان هستیم, در جوامع درون شهری, روی کابوی ها, در همه این جبهه ها, و این چیزی است که باید به آن افتخار کرد.

یکی از عناصر اصلی ماموریت ما ادای احترام به فرهنگ است, سنت ها, و میراث کابوی سیاه. این برای ما بسیار مهم است. این فقط به این نیست که خونسرد باشید و دوپ کنید و سپس کارهایی را در جامعه انجام دهید. این در مورد ایجاد یک رشته به اصل و نسب ما و افتخار به آن است, و بتوانیم به نسل جدید نشان دهیم که مردم ما در توسعه دنیای مدرن سهیم بوده اند, توسعه تمدن همانطور که ما آن را می شناسیم, به روش‌ها و روش‌های بسیار و روش‌های دیگر از آنچه به ما آموزش داده شده یا می‌دانیم.

و همینطور, ما افتخار می کنیم که این کلاه های گاوچران را به سر می گذاریم و با پوست قهوه ای خود بیرون می رویم و شبیه آن هستیم., "این کاری است که ما انجام می دهیم," زیرا تاریخچه ای طولانی برای آن وجود دارد. این مشارکت ها برجسته یا قدردانی نشده اند, هر دو به صورت محلی, در سطح ملی, و در سراسر جهان. بخش بزرگی از کاری که ما انجام می‌دهیم این است که آن را برای تصویر بزرگ‌تر مردم بر روی نقشه بازگردانیم.

موضوع دنیای دیوانه 13

همه
سرمقاله
طراح
ناراحتی های مد
در حال ظهور