هنر
قلب من

نامه هایی به خودش, دنیاها برای ما: سوررئالیسم متحرک اوبی آگوام
کلمات توسط Teneshia Carr
بعد از ظهر صحبت می کنیم, اوبی آگوام به تازگی از مترو خارج شده و وارد استودیوی لندن شده است. او کمی گیج شده است, مدام خمیازه می کشد, فاقد کافئین, وت, همانطور که معلوم است, بی سر و صدا تولد 26 سالگی خود را جشن می گیرد. "من فقط دو دقیقه پیش وارد فضای استودیو شدم," او می خندد. "من حدود یک سال است که اینجا هستم." حرکت از کوئینز به برنامه کمک هزینه تحصیلی معتبر آکادمی سلطنتی با هر معیاری شتاب وحشی است.. اما برای آگوام, سرعت همه چیز کمتر به شانس و بیشتر در مورد وضوح است.
در لاگوس به دنیا آمد و در ساوت ساید جامائیکا بزرگ شد, ملکه ها, آگوام در دنیایی بزرگ شد که هم بسیار زنده بود و هم به شدت تحت نظارت پلیس. والدینش او را برای امنیت در داخل خانه نگه داشتند, اما شهر اوایل استقلال را به او آموخت. "من در همان اوایل در قطار بودم 10, 11 ساله," او می گوید. "شما باید این مهارت ها را زودتر به دست آورید - مسئولیت پذیر باشید, رفت و آمد, ایمن و آگاه بودن" داخل آپارتمان, مسیر فرار در حال ترسیم بود. با دسترسی محدود به دنیای بیرون, او عاشق کارتون و انیمیشن شد. جهانهای جایگزینی که از جهان بیرون پنجرهاش روشنتر بودند.
"از خستگی شروع به کشیدن کردم," او به یاد می آورد. "محیط فیزیکی من به خصوص محرک نبود, اما کارتون ها سطحی از شادی را ارائه می کردند که من به طور طبیعی آن را دریافت نمی کردم. بنابراین من فوراً از آن به عنوان یک مکانیسم مقابله استفاده کردم." که "مکانیسم مقابله" بی سر و صدا یک پایه ساخت: بچه ای که می توانست در کلاس نقاشی بکشد, نوجوان در حال ابله زدن در دفترچه ها, هنرمند جوانی که هنوز هنر را مسیری مناسب برای زندگی نمیدانست.
این تغییر تا کالج اجتماعی اتفاق نیفتاد, بعد از دانشگاه هایی که در ابتدا می خواست گفت نه. "مجبورم کردند اولین رنگ هایم را بخرم," او از یک دوره مقدماتی نقاشی می گوید. "قبل از آن, من همیشه در حال طراحی بودم... این فقط چیزی برای گذراندن زمان بود. تو اون کلاس, آنها مرا مجبور کردند که آثار هنری را به صورت فیزیکی خلق کنم, ,راه ملموس, روی بوم. و از آن سال به بعد, من تازه شروع کردم به ساختن وسایل"
2019 آغاز بود. 2020 همه گیری بود - دسترسی 24 ساعته به تخیل خودش. "ما در داخل قفل شده ایم. من کار دیگری ندارم," شانه هایش را بالا می اندازد. "بنابراین ما می خواهیم نقاشی کنیم." او شروع به پست آنلاین کار بدون برنامه کرد, فقط ثبات. در عرض یک سال, او مخاطب داشت; توسط 2021, او در گالری های نیویورک نمایش می داد, لس آنجلس, و لندن. در 2024, او اولین نمایش انفرادی خود را در هارکاویک در منهتن برگزار کرد. در حال حاضر, آکادمی سلطنتی.

اگر جدول زمانی نامحتمل به نظر می رسد, آگوام اولین کسی است که در برابر افسانه کشف ناگهانی مقاومت کرد. "من به سرنوشت اعتقاد دارم," او می گوید, "اما من همچنین معتقدم که مردم نظر خود را در مورد آنچه برای آنها در نظر گرفته شده است، می گویند. مردم همیشه می گویند, اگر قرار باشد, قرار است باشد,اما من فکر می کنم ما آژانس خودمان را داریم. من با طرز فکر درست فکر می کنم, امروز می توانستم هنرمند باشم, دکتر فردا, فضانورد روز بعد. با وضوح و تمرکز و نیت کافی, من فکر می کنم هر چیزی ممکن است."
این باور به عاملیت در خود اثر نمایان می شود - نقاشی هایی که با الاستیک پر شده اند, فیگورهای متحرک که به نظر می رسد جایی بین کارتون معلق هستند, روح, و حافظه. تصویرسازی او مانند رویای تب سیاهی است: اندام های کشیده, عبارات لاستیکی, جهانهایی که با رنگها و تاریخهای رمزگذاریشده میلرزند. "من به فانتزی و سوررئالیسم و تخیل گرایش دارم," او توضیح می دهد. "تخیل در خدمت اهداف مختلفی است. در عمل مقاومت هدفی را دنبال می کند. این هدفی را در جهت تسکین خود و فقط احساس بهتر انجام می دهد. اگر دنیا دیوانه می شود و دنیای فیزیکی شما در حال فروپاشی است یا نه آن چیزی که شما می خواهید, بهترین چیز بعدی تصور دنیای خارج از آن است."
برای من, آن دنیای خیالی عمیقاً با فیگور سیاه و تبار بصری پرتنش آن گره خورده است. او به انیمیشن های آمریکایی اوایل قرن بیستم می پردازد, کاریکاتورهای دوران جیم کرو, نژادپرستانه و گروتسک, و آنها را با کارتون های معاصر و نرم تر برخورد می کند, اشکال غریبه. "در دهه 1920, 30س, و دهه 40 به بعد, سیاه پوستان به شیوه خاصی به تصویر کشیده می شدند, بیشتر با کلیشه ها بازی می کنند," او می گوید. "بنابراین من برخی از عناصر بصری را از آن می گیرم, و همچنین آنها را با عناصر بصری از کارتون های مدرن و تصاویر کمتر توهین آمیز از چهره های سیاه مخلوط کنید. من خیلی, بسیار, بسیار نگران پر کردن شکاف بین چیزی که گویا و احمقانه و سرگرم کننده است, و یه چیز جدی, هنر بالا"
چهره های او واقع گرایی نیستند. هدف آنها احساس است. "لازم نیست بیش از حد واقع بینانه باشد. همیشه لازم نیست مشاهده ای باشد," او اصرار دارد. "همیشه احساس میکردم دارم به صورت انتزاعی نقاشی میکنم که چه احساسی در زندگی سیاه دارم, به جای آنچه زندگی سیاه به نظر می رسد."
این تمایز مهم است. در جهان آگوام, شکل سیاه مجاز است الاستیک باشد, عجیب و غریب, وجد, مالیخولیایی, و از بار خوانایی رها شد. نقاشی ها نه تنها به عنوان تصویر بلکه به عنوان حروف عمل می کنند. او مجله می نویسد, روی خاطرات خاص مدیتیشن می کند, و از آن متون به عنوان اعلان برای هر قطعه استفاده می کند. به طور فزاینده, خود کلمات به سطح می رسند: پاکت های مهر شده, خطوط دست نوشته, تکه هایی از مکاتبات. "این پرتره ها مانند نامه هایی هستند به خودم و سپس نامه هایی برای هر کسی که آن را می خواند," او می گوید. "مثل خاطره است, انیمیشن, تخیل وارد این دیگ ذوب بزرگ می شود."
همچنین شجاعت آرامتری در نحوه مدیریت ریسک وجود دارد. آگوام به شدت از مرز بین بازپس گیری کاریکاتور و بازتولید آسیب آگاه است. "این یک خط باریک بین آثار هنری توهین آمیز و نه توهین آمیز است," او تصدیق می کند. "فکر می کنم با تلاش و شکست تعادل را پیدا می کنید. من از بیشتر آثار هنری که می سازم راضی نیستم, اما به هر حال من هنوز آن را خاموش کردم. زیرا گاهی اوقات احساس من به احساس دیگران نسبت به آن بی ربط است."
ادامه مطلب را در صادر کردن 33
